علاء الدوله سمنانى
مقدمه 54
مصنفات فارسى ( فارسى )
اندازه كه گفتم به اين جهت است كه بگويم : علاء الدوله سمنانى از جمله مشايخى است كه هرچند در روزگار او نثر رسمى و ادبى فارسى در ميان خانقاهيان رواجى گسترده داشته ، و ليكن او به آساننويسى توجه كرده و در جميع آثارش ، فارسى را به گونهاى نوشته است كه پس از هفتصد سال ، در بسيارى از موارد ، مطابق است با نثر بىپيرايهء روزگار ما . و همين شيوه نويسندگى است كه برخى از مريدان بواسطهء او مانند امير سيد على همدانى تتبع كردهاند ، و شايد يكى از دلايلى كه بعضى از رسالههاى سمنانى را - مانند آداب السفرة - به همدانى نسبت دادهاند ، همين نكته باشد . از اشاراتى كه در نگارشهاى سمنانى آمده است و هم از شرح احوال بعضى از مريدان او كه در تذكرههاى خانقاهى ديده مىشود ، پى مىبريم كه اگر نه همهء سالكان صوفىآباد ، بلكه عدهاى از آنان از زمرهء اميان بودهاند كه علم ذوقى و الهامى داشتهاند و از فهم زبان رسمى و نگارشهاى ادبى بىبهره بودهاند . وقتى به ملفوظات سمنانى نگاه مىكنيم اين نكته محققتر و روشنتر مىنمايد ؛ زيرا پير سمنان در مجالس خود بقدرى آسان و بىپيرايه سخن گفته كه در پارهاى از موارد به گونهء گفتارى و عاميانهء روزگارش مانندگى دارد . البته آشكار است كه پيرآموزانه گفتن و بىتكلف نوشتن ، كار هر زباندان و اديبى نيست و جز از پختگان كه به نفس كاركرد زبان آگاهند برنمىآيد . نيز بايد دانست كه سمنانى مجموعهء رسائلش را در فاصلهء سالهاى 687 تا 723 هجرى و پس از آن نوشته ، و در چنين مدتى حالات خوش و ناخوش عرفانى ، و قبض و بسطهاى گونهگون خانقاهى داشته است ، از اينجاست كه گاهى ، حتى در يك رسالهء او نثر فارسى به اوج پختگى مىرسد مانند رسالهء سلوة العاشقين ، و گاهى در همان رساله جملههاى معترضه و غير پايه ، عبارتهاى پايه و اصلى را فرا مىگيرد . بااينهمه سخن پيشين را تكرار مىكنم كه نثر علاء الدوله سمنانى ، با همهء فراز و نشيبهايش نثرى است كه پس از هفتصد سال زنده مىنمايد و در ميان فارسىزبانان گيرايى دارد و مفهوم است .